سخنی گلایه آمیز با خودمان و نویسندگان وناشران دفاع مقدس...

بعد از شهدا واقعا ما چه کرده ایم!؟

       

باید برای شهدا کارهای اساسی کرد...

من دلم برای همت می سوزد...

دلم برای خرازی آتش گرفته است...

وچشمانم برای باکری و زین الدین بارانی است...

ما برای این سرداران بزرگ دفاع چه کرده ایم؟

آیا توانسته ایم خون آن ها را زنده نگه داریم؟

آیا توانسته ایم این اسطوره ها را به عالم معرفی کنیم؟

به نظر شما با یک اتوبان به نام آن ها زدن کاری انجام داده ایم و درحقشان جفا نکرده ایم؟

برای همت،کتاب طنین همت کفایت می کند؟

باز همت همین را هم دارد،اما دیگر سرداران تهی از کتاب هستند...

عاکف ها...بابایی ها...بهزادها...

به خود بیایید و دست به قلم شوید...

برای این سرداران هم باید همچون خاک های نرم کوشک و همپای صاعقه و دا؛کار شود...

تو را به خون شهدا،خاطرات زندگی پرافتخار این ها را جمع کنید و به چند زبان دنیا ترجمه کنید...

بگذارید دنیا ونسل سومی ها بفهمند که ما یک همت داریم که برای انقلاب سر داده است...

یک خرازی داریم که برای آرمان های مقدس دست داده است...

ویک باکری داریم که تمام بدن را فدای این مقدسات کرده...

ما بعد از شهدا چه کرده ایم؟

ما بعد از شهدا نه برای آن ها ونه برای خودمان کاری نکرده ایم...

ولی الان وقتش است...

الان نگاه ایران وجوانان وبلکه تمام دنیا به جنگ مقدس وسرداران آن است...

پس با سرعت کار را شروع کنیم؛وشهدا را شاد گردانیم؛که خاطرات ویاد آن ها خون را به رگ های جامعه ی ما برمیگرداند...

شادی روح شهدا صلوات