تبلیغات
بهانه گیری
خیلی بهانه گیری می کرد. دختر کوچکم بود؛ هر چه کردم آرام نمی گرفت. خودم هم دلشوره داشتم، نگران حسن بودم. دخترم هم دائم گریه می کرد و می گفت: برویم حرم. بابا آمده حرم. چاره ای نداشتم او را برداشتم و به حرم رفتم.
سه روزی می شد که به خاطر بهانه گیری دخترم وضع ما همین طور بود. بعد از ظهر روز سوم، یکی از اقوام به خانه مان آمد و گفت: «علیمردانی زخمی شده.»دیگر مطمئن بودم که حسن شهید شده. بعدها متوجه شدم همزمان با بهانه گیری دخترم پیکر شهید را به مشهد منتقل کرده اند و ما بی خبر بودیم.
به محض اینکه به خانه رسید، داشت می خندید. گفتم: «چیه؟» گفت: «آقای مظاهری یک چیزی گفته به ما که نباید به زن ها لو بدهیم؛ ولی من نمی توانم نگویم.» گفتم: «چرا؟»
گفت: «آخر تو با زن های دیگر فرق می کنی.» کنجکاو شده بودم؛ گفتم: «یعنی چه؟» گفت: «این قدر خانه نبودم که بیشتر احساس می کنم دو تا دوست هستیم تا زن و شوهر.» گفتم: «آخرش می گویی چی بهتون گفتند؟»
گفت: «آقای مظاهری توصیه کرده که محبتتان را به همسرتان حتماً ابراز کنید.»
توی سپاه شرط بندی کرده بودند که چه کسی رویش می شود یا جرأت دارد امروز به زنش بگوید دوستت دارم! گفتم: «خدا را شکر، یکی این چیزها را به شما یاد داد.»

بچه های جهاد به معنای واقعی جهادگر بودند و در همه كارها؛ چه در امور كاری و چه در امور مربوط به جنگ، نهایت تلاش خود را به كار می بستند.زمانی كه به جبهه اعزام شدم، به وضوح مشاهده می كردم كه چیزی كه خیلی برای سایر نیروها حایز اهمیت و جالب توجه است، تلاش و خستگی ناپذیری بچه های جهاد است. یك بار كه تعداد دستگاه های سنگین كم بود و لودر نداشتیم، بچه ها با فرغون مشغول سنگر سازی شدند. اگر چه كار خیلی سختی بود و ساخت یك سنگر ساعت ها طول می كشید، اما بچه ها با شوخی كردن و سربه سر هم گذاشتن، به كار سرعت می دادند. یكی از بچه ها ایستاده بود وسط راه و می گفت: ‹‹هر كس گواهینامه راندن فرغون نداشته باشد، نمی تواند از اینجا رد شود!›› بچه ها هم با حالتی جدی حبیب هایشان را جستجو می كردند و بعد از كمی این پا و آن پا كردن، می گفتند: ‹‹ببخشید جناب! مثل اینكه گواهینامه همراهم نیست.›› و به این ترتیب از چهار راه! عبور كرده و با خنده و شوخی سنگر می ساختند. خلاصه به هر سختی كه بود بچه ها سنگرها را ساختند.

هر کس بر می گشت از رشادتش تو عملیات می گفت:- من دویدم ... من نارنجک انداختم ... من تک تیرانداز بودم ... من آر.پی.چی زدم تو سنگرشون ... من ...» غواص ها زیر بغلش را گرفته بودند و می آوردنش گفتند: «حاجی تو قایق تنها بود»
رفتم جلو و روی آو را بوسیدم و پرسیدم:«حاج ستار!دشمن نفهمید شما تو قایق هستین؟»با آن حالش گفت:«چرا!یکی دو نفر شونم اومدن تو قایق اما بچه ها زدنشون!»و رفت.صحبت غواص ها را توی ذهنم مرور کردم و با تعجب گفتم:«بچه ها!
برادر کوچکش مجروح شد. در رشت بستری اش کردند.موقع ملاقات با آن همه درد گفت: «احمد! برات یه دختر پیدا کردم.» رفتند خانه شان حرف زدند.قرار گذاشتند جمعه ی بعد آنها بیایند اصفهان، خطبه ی عقد را بخوانند. همه منتظر بودند. احمد گفت: «نمی آیند. یعنی من گفتم نیایند.» تعجب کردیم؛ پرسیدیم: چرا؟ گفت: «آخر تماس گرفتند شرط عقد گذاشتند؛ نرفتن من به جبهه.»
بسم رب الشهداء و الصالحینوصیت نامه و یا بهتر بگویم؛ کارت عروسی.
عزیزان! در خانه ی خیلی ها برای پیدا کردن همسر آینده تان رفته اید، اما خود آن خانه را پیدا کردم. ابدی، نورانی، دارای صاحبی بخشنده و مهربان. مهریه اش البته پرارزش است. اما در برابر او ارزشی ندارد. عروس من شهادت است.» شهید که شد، متن وصیت نامه اش را برای همه فرستادند تا همه در مراسم عروسی شرکت کنند. مراسم باشکوهی بود.












به اطلاع کاربران عزیز میرسانم که الحمد الله که این وب با لطف شما رتبه دوم در مسابقات بسیج دانشجویی ملاصدرا را کسب کرد
سفر مجازی به بارگاه علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع)
سلام بر تو ای اباالفضل که در حیات و مماتت گردآورنده تمامی اصول و مبانی انسانیت بوده و به تنهایی نمونه ای از شهدای کربلا که به قله رفیع شرافت و بزرگی در جهان عرب و اسلام دست یافتند هستی.سلام بر تو ای علمدار کربلا. سلام بر تو ای عباس(ع).سلام خدا برتو آنروزی که متولد شدی و آن روزیکه شهید شدی و آنروزی که برانگیخته خواهی شد.
بیایید با هم به بارگاه باب الحوائج حضرت ابالفضل العباس (ع) سفر کنیم. اگرچه حضور واقعی میسر نیست اما می توان دیداری مجازی از بهشت داشت . تصاویر سه بعدی و پانورامای 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد .
با دریافت این تصاویر می توانید خود را به طور كاملا واقعی در حرم حضرت عباس (ع) احساس كنید.
از قابلیت های انحصاری این تصاویر می توان به موارد زیر اشاره كرد :
1) قابلیت چرخش سه بعدی تصاویر (180 × 360 درجه) با استفاده از موس
2) طبیعی بودن تصاویر و القای حس واقعی حضور در محل
3) بررسی محل از نگاه خود
4) قابلیت زوم بر روی تصاویر (با استفاده از غلطت بالا و پایین رونده موس)
